ابراز احساسات

ابراز کن

ابراز احساسات

چقدر اهل ابراز احساسات هستی ؟ گاهی یا هرگز ؟آیا پیش از ابراز احساسات مدام خود را محاکمه میکنی؟آیا مدام در چالش با بگویم یا نگویم ها هستی؟آیا ذهنت در بند ای کاش میگفتم ها اسیر است؟آیا همیشه بغضی نهفته در گلو داری؟آیا مدتهاست دقیقا تنفس نمیکنی؟در دوران کودکی ابراز احساسات همه ما به شکلی غریزی صورت میگرفت و والدین ،توان مقابله با ابراز احساسات خود به خود کودک را نداشتند،اما امروزه در برخی خانواده ها ،والدین به مرور با قراردادها و قوانین خود محورانه ،کودک را چنان شرطی کرده اند که او حتی از بیان و ابراز احساسات واقعی اش واهمه دارد.

وقتی روح و روان ما در معرض هیجان قرار گیرد،چه هیجان تحسین و تمجید از کسی یا منظره ایی دلپذیر و چه هیجان انتقاد از مورد یا مواردی ناخوشایند و… نیاز دارد این هیجانات را بطور فیزیکی تخلیه کند تا احساس سبکبالی و آسودگی موجب تعادل و توازن روان و ذهن و جسم شود.

در دوران کودکی ابراز احساسات همه ما به شکلی غریزی صورت میگرفت و والدین ،توان مقابله با ابراز احساسات خود به خود کودک را نداشتند،اما امروزه در برخی خانواده ها ،والدین به مرور با قراردادها و قوانین خود محورانه ،کودک را چنان شرطی کرده اند که او حتی از بیان و ابراز احساسات واقعی اش واهمه دارد.

بنابراین چنین کودک سرخورده ایی ،هرچه بزرگتر می شود ،ترس از ابراز احساساتش نیز بزرگتر شده و احساسات حقیقی اش را حذف می کند.

اگر ابراز احساسات ما در فضای امن خانه و خانواده و در سطح وسیعترش ،در جامعه از راهی سالم و سازنده تخلیه نشود، به‌ مرور دچار خفقان عاطفی و انسداد جریان طبیعی روحی و روانی می‌شویم و این گره‌های ذهنی مانند غدد چربی ،لایه به لایه پوسته احساسات لطیف انسانی ما را احاطه کرده و چابکی روان سبک‌بالی روح ما را به سستی و رخوت تبدیل خواهد کرد.

درواقع احساسات ابراز نشده،سرکوب می‌شوند،اما هرگز فراموش نمی‌شوند و حجم این عواطف نادیده انگاشته شده،به توده‌های متراکم خشم و حسد و کینه تبدیل‌شده و مانند فشردگی یک فنر که آماده ارتجاع است.

با اولین تحریک عصبی ،به انفجاری ویرانگر بدل خواهد شد و ناگهان همه ناگفته‌ها یمان که حاصل سال‌ها تحمل و جفا بر خویشتن خویش است ،به حالت هجومی و غیر قابل‌ کنترل،عزیزانمان و اطرافیان مان را دچار بحران عاطفی خواهد کرد،در نتیجه کام روح و روان ما تلخ می‌شود و برایمان حاصلی جز شوربختی ندارد.

به‌ بیان‌ دیگر،مقاومت ما در برابر ابراز احساسات طبیعی‌مان ،ابراز نظر،عقیده و سلیقه شخصی‌مان و نیز ابراز حق‌ جویی و حق‌ طلبی و …روح و روانمان را فربه و سنگین می‌کند.

آیا در خلوت وقتی به حرف‌های ابراز نشده‌ ات می‌اندیشی،احساس خشم و خودخوری داری؟اگر چنین است بدان که روحت فربه شده و باید برای آن چاره ایی بیاندیشی.

برای شروع ابراز احساسات چندین تمرین ساده و موثر را پیشنهاد می کنیم.

تمرین اول:

یک گلدان کوچک تهیه کن ،اصرار دارم کوچک باشد تا احساسات لطیف را به علت ظرافت و کوچکی‌اش تحریک کند.برایش نامی بگذار هر و روزی پنج‌ تا ده دقیقه با آن گل حرف بزن.از همه آنچه در دل‌ داری صحبت کند حتماً به گیاه بگو که دوستش داری.

تمرین دوم:

خودت را در آینه نگاه کرده و تصور کن با یک کودک هفت‌ ساله روبه‌رو هستی .حالا یکی از قصه‌های محبوب دوران کودکی‌ات را برای تصویرت تعریف کن.

تمرین سوم:

وارد هر محیطی که می‌شوی ،از نانوایی محله گرفته تا بانک ،آرایشگاه با منزل اقوام و خویشان ،سه نکته از جذابیت‌های آن مکان را با صدای بلند ابراز کن.

تمرین چهارم:

سر میز شام یا اوقاتی که اهل خانه و یا اقوام نزدیک به بهانه‌ای دور هم هستند،از هر کس بخواه سه ویژگی مثبت کنار دستی خود را بگوید.

درواقع این تمرین بسیار مهر افزاست و موجب ایجاد الفت ،محبت و حس اعتمادبه‌نفس در اعضای خانواده می‌شود،

مثلاً برادر ۷ ساله‌ات ،سه ویژگی مثبت خواهر ۱۰ساله‌اش را بگوید،درواقع با این ابراز محبت ،همدلی میان افراد به وجود می‌آید.

مدام با خود تمرین کن تا با ابراز کردن ،احساس آرامش کنی.

  • ابراز کن تا دیگران نیز احساس صمیمیت با تو داشته باشند.
  • ابراز کن تا صداقت پیشه بمانی .
  • ابراز کن تا فاصله‌ها محو شوند و خالص شوی.
  • ابراز کن تا آزادی را تجربه کنی و بتوانی این‌گونه روحت را متناسب و متوازن با ذهنی آرام ،حمایت کنی.

این نوشته را به اشتراک بگذارید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *